۰۹ آذر ۱۳۸۷

این هم نظر آقای رحیم افشاری که خوشحالم که فقط دو نفر نیستیم. تشکر از ایشان

 

سلام و درود خدمت جناب آقای کرمانی و آقای موسوی عزیز.
باید عرض کنم که بنده هم مثل چندین نفری که از وبلاگ بازدید می‌کنند پیگیر مطالب هستم، در واقع من تا زمانی در انجمن (فروم) این سایت، بعد گالری عکس و در حال حاضر تنها بخش اخبار و وبلاگ های به روز این سایت مشغول بازدید هستم.
- یه نگاهی به نیمه پر لیوان بیندازیم... هرچند که امروزه خیلی خیلی خیلی ... سخت هست که خوشبینانه ترین افراد ، بتونند حتی لیوانی ببینند چه برسد به اینکه پر باشد یا خالی .!
خیلی ها بازدید می‌کنند، اما میشود گفت به دلایلی رد پایی از ایشانان نیست،
1- نظرات حتما باید توسط مدیر وبلاگ تأیید شوند که شاید در بخش نظرات مطلب نمایش داده شود ( همون سانسور فرهنگی ) که خود باعث میشه بازدید کننده دیگه رغبتی واسه نوشتن نظر نداشته باشه
2- اینکه شاید دوستان تایپ کردن واسشون دشوار باشه و کم حوصلگی کنند که اون قسمت قبلی ( شماره 1 ) بیشتر این موضوع رو تشدید میکنه.

این رو عرض کردم، چون خواستم آقای موسوی بدونند، که لاقل من یک نفر مطالب وبلاگ رو کامل می خونم.
با تشکر و پوزش بابت پرچانگی بنده .

۰۹ آذر ۱۳۸۷

دو نمایشگاه عکس شب گذشته دیدم از دو عکاس با دو شیوه عکاسی و هر دو تقریبا یک نگاه به زندگی.

نمایشگاه «مهران مهاجر» در گالری راه ابریشم و نمایشگاه «عباس کوثری» در گالری آران. اولی با عنوان «خاطره های یک پرسه زن خسته و تنبل» و دومی با عنوان«رنگ آب - رنگ خاک». اصولا مهران مهاجر به دنبال دغدغه های عکاسی خود است و پس از سال ها که کارهای وی را دیدم همان نگاه ساده، مفهومی و بسیار پیچیده خود را به محیط پیرامون خود داشته و دارد، هر چند که به دلیل شلوغی روز اول نمایشگاه نتوانستم این تصاویر را با دقت ببینم اما در همان نگاه اول تو را جلوی عکسش میخکوب می کند و آزادی که هر گونه برداشتی را از عکس هایش داشته باشی. این خصلت کار مهران است کم گوی و گزیده گوی. برای اولین بار بعد از سال ها عکس هایش را در اکسپو دیدم و حیفم آمد که چرا در این جای بد قرار گرفتند و چرا بدین قیمت. پیشنهاد می کنم که این نمایشگاه را چندین دفعه ببینید ارزشش را دارد.

اما کوثری کاملا متفاوت از مهاجر به دنیای اطراف خود نگریسته، کاملا مستند و بی واسطه. جالب است که در هر دو ژانر این عکاسان بیننده یک کمپوزیسیون را می بیند، هر دو کادرشان را نصف کرده اند و تو باید به دنبال موضوع در کل تصویر بگردی. این از اشتراک دو نگاه عکاس به این جهان و به تعبیر من این برهوت است. کوثری را همه می شناسند و به شخصیت آرام و متین وی واقفند، اتفاقا مهاجر هم این گونه است و شاید این اشتراک کادر به شخصیت این دو بر می گردد. عباس جستجوگر است و اتفاقا به دنبال پرسه های خسته و تنبل نیست و این گونه وسوانه عکاسی کردن از بدیهی ترین اتفاقات اطرافمان نشان از کنجکاوی و کشف شهود وی در یک موضوع پیش پا افتاده است که او آن را کشف کرده و به بیننده نشان می دهد. شاید در آغاز دیدن فکر کنید که چه؟ اما با تعمل انسان هایی را خواهید دید که در همان برهوت مهاجر وجود دارند که برخی در آب تطهیر می شوند و برخی در خاک.

اینگونه نگاه نیز از کوثری که سال ها در مطبوعات شاتر زده و بیشتر وی را ژورنالیسم می شناسند برایم دیدنی بود، نگاه مستند وی نشان از پختگی وی است و مشتاق دیدن دیگر عکس های وی هستم. ارزش دیدن این نمایشگاه در محیطی زیبا را از دست ندهید.       

۰۸ آذر ۱۳۸۷

بار دیگر خوشحالم که آقای رضا موسوی برایم نامه ای ارسال کرد که دوست دارم شما هم بخوانید:

 

«جناب زنده روح انصاف لازمه گفتگوست آری حق با شماست من هم بر خلاف گفته ام در لفافه حرف زدم باید خود را اصلاح کنم کمی در بحث تند رفتم که این هم و آفت نقد عادلانه است و در زمره اصلاحات بعدی . اما در مورد مسائل ریز و درشت پس پرده ای عکاسی که ادعای بی سند ارائه نکرده ام باز هم میگویم شما ، نه ، بلکه هر کس دستی بر آتش عکاسی دارد میداند ، از انحصار عده ای محدود در یک شاخه خاص در عکاسی گرفته تا پارتی بازیهای معمول و مرسوم در مسابقات عکس و نمایشگاه و . . . . چندی پیش بنظرم رسید بعد از اعلام اسامی نهایی یکی از همین مسابقات معتبر و انتخابهای بنظر خیلی ها ناعادلانه عکسهای پذیرفته شده ، با کمک دوستانی مثل شما نمایشگاه ساده ای از عکسهای پذیرفته نشده همان فراخوان را بصورتی ساده در نزدیکی محل نمایشگاه مسابقه اصلی برپا کنیم ، تا همه ببینند پیرامون حق خورده شده شان درست فکر کرده اند یا تهمت ناروا به بندگان خدا زده اند . بگذریم شاید برای همین دوسالانه انجام دادیم ! و اما باب پنجم اندر فواید علمی شدن عکاسان - پنجم اینکه بنده از کرده خود پشیمان شدم . نزدیک به یک هفته است ببند و بنویسی با مضمونی که در ظاهر باید دغدغه خیلی ها باشد ، از جناب طهماسب پور شروع و به من و شما کشیده شده و همواره منتظرم چهارم شخصی موافق ، مخالف ، بیطرف ، اصلا حرفی ، نقلی ، پیغامی نظری چیزی . . . . هیچ . خیلی مشتاقم جناب نیک نژاد تعداد بازدیدهای روزانه همین وبلاگ حضرتعالی را اعلام نمایند . شاید بنده اشتباه کردم اصلا کسی این وبلاگ و مطالب آن را ندیده . ریشه فرهنگی را یادتان هست ؟. " به ماچه مربوط نظر بنویسیم بزار بره یکی دیگه بنویسه فوششم خودش بوخوره انقد آدم علاف هست که نگو " . براستی اگر کسی اینها را نخوانده پس چرا در دو روز گذشته حداقل چند نفر به من گفتند : " دیوونه ای ها این همه مطلب نوشتی واسه کیا کسی خودشو داخل این حرفها نمیکنه " . ! آقای زنده روح نظرم را اصلاح میکنم : پیش از مرحله نق نق کردن ابتدا پژوهش دقیق درخصوص مخاطب تشنه باید صورت پذیرد .»


اما آقای موسوی:
1- قرار بود از رک گویی طفره نرویم وآن را دوباره تکرار نکنیم به قول خودتان سال هاست که از این مسئله رنج می بریم. حقیقت این است که من از مسائل پشت پرده عکاسی که شما می گویید بی خبرم و در این چند سال کار عکاسی (که شاید همسن شما باشد) از این عبارات و یا نظریات استفاده نکردم و نخواهم کرد، چرا؟ یا من هم یکی از پشت پرده ها هستم (به تعبیر شما) و یا مسائل را به اینگونه که شما می بیینید تجزیه و تحلیل نمی کنم. اگر فرض را بر دومی بگذاریم فکر می کنم که ما باز به جای نقد صحیح و درست به دنبال غر زدنیم. دوست گرامی عکاسی این مملکت اینقدر آب و تاب ندارد که اینگونه همه را از دم تیغ بگذرانیم بیائید منصفانه قلم زنیم: اولا این انحصارگران را معرفی کنیم و به نقد کشیم و بگوییم که فلان وبهمان کرده اند ثانیا به وضوح در مورد فلان مساله حرف بزنیم، نقد بکنیم، نگوییم پارتی بازی است، ببینیم اول این اتفاق افتاده یا نه؟ اگر آری شما اعلام کنید من هم پشتیبان شما مطمئن باشید. در مورد داوران و داوری کردن عکس اگر خواستید برایتان مطلبی خواهم نوشت. ثالثا بهرحال در یک مسابقه (از هر نوعی) تعداد زیادی حذف خواهند شد و تعدادی خواهند ماند. این طبیعت یک مسابقه است و شدیدا به اهداف برگزار کننده و نوع نگاه داوران بستگی دارد. اگر شما به توصیه دوست عزیزی این کار را انجام داده اید بسیار کار پسندیده ای است که می توانید انجام دهید حتی در دوسالانه.

2- چرا پشیمانید؟ مگر من که پس از ساعت ها کار و برنامه های مختلف پشت دستگاه می نشینم و مطالب دیگران را می خوانم و می بینم باید خسته شوم؟ شغلمان اینگونه ایجاب می کند، بخوانیم، ببینیم، بنویسیم، دعوا کنیم، فحش بشنویم، مبارزه، مبارزه و مبارزه. چرا که نه؟ اگر من و شما هم فقط بازدید کننده این وبلاگ هم باشیم و فقط دو نفری گفتمان هم کنیم باز بهتر از بریدن و سکوت و یا غر زدن است. مسائل عکاسی از کجا باید حل شود؟ از آغازی که قطعا شروع سخت و همراه بسیار کم دارد. امیدوارم که با هم بتوانیم بحث کنیم، دیگران هم وارد خواهند شد دیر یا زود. منتظرتان هستم، یا علی

۰۶ آذر ۱۳۸۷

در جوابیه مطلب «اظهر من الشمس» آقای « رضا موسوی» مطلبی را ارسال کردند که حیفم آمد آن را منتشر نکم. جناب آقای موسوی اولا تشکر از نکته بینی و توجه شما ثانیا عادتمان شده که فقط در بخش اول مطلب شما ایستگاه بزنیم چون طرح مطلب هم کم خرج تر است هم ادعای کمال علم بودن است و هم اجرا نکردن. حل یک معظل مرد میدان می خواهد و بس و عکاسی این مملکت آنقدر معظل دارد که به تعداد پیشنهاد دهندگان (یا به تعبیر من غر زنندگان) می توان این مسائل را تقسیم کرد. متاسفانه نقد «خارج از میدان» به شکل یک فرهنگ در آمده و همینطور در لفافه حرف زدن مثل خودتان که هنوز اعتقاد دارید انجمن ها و  نشست های چه و چه همه فقط.....

اما آن کم شماران هم متاسفانه دغده جمعی ندارند چون نظریات شخصی خود را در مورد عکاسی بیان می کنند که بر آنها هم هرجی نیست چون هنوز در این کشور یک مکان یا انجمن یا صنف برای جمع آوری و راهبرد این نظریات نیست. اما طنز جزو ذات عکاسی ما شده، به خوب و بدش اعتقاد ندارم فقط در برخی مواقع سعی در گفتار مستقیم ندارم که خصلت نویسندگی ام است امیدوارم اصلاح شوم.

 آقای رضایی 5 نفر دیگر مثل آقای طهماسب پور به من معرفی کنید که در این سطح علمی باشند و جوانان عکاس تشنه اطلاعاتشان. چرا بیرون گودیم و فکر میکنیم که فلان یا بهمان دارند چه و چه می کنند، شما هم گوشه ای از این بار را به دوش گیرید و یا علی و گرنه این کشتی به گل نشسته را می خواهید به دست کی بسپارید؟ دوست دارم که مطلب شما ادامه داشته باشد، شاید حداقل به یک تعامل نوشتاری برسیم.بسیار ممنون وسپاسگزارم.

 

دوست و هنرمند گرامی جناب زنده روح کرمانی عرض ادب ؛ از اینکه نسبت به مطالب سایر دوستان واکنش و حساسیت دارید جای قدر دانی است اما ذکر نکاتی بنظر ضروری است :
اول - ارائه هر گونه راهکار و از هر نوع در مرحله اول مستلزم طی طریقی است و میباید به مرور طی شود که غالبا شامل طرح معضل بصورت کلی ( یا همان غر زدنهای کسانی که دغدغه نسبت به موضوع دارند به تعبیر شما ) ، ورود به جزئیات مشکل ،  بررسیهای اولیه و عمومی ، بررسیهای تخصصی و فنی در نشستهای جدی و در نهایت ارائه راهکار و غیره و غیره میباشد. در حال حاضر بنظر میرسید موضوع در همان گام اول عقیم مانده و بحث ایجاد شده دغدغه طیف کمشماری از دوستان است .
دوم - همین کمشماران عزیز قادر به ایجاد یک تعامل جدی و عدم برخورد غیر شخصی با یک موضوع مشترک نیستند .
سوم - تا زمانی که بازار گفتگوی طنازانه ( متلک پرانی ) و عدم شفافیت در گفتار و نوشتار ما وجود دارد ، بدنبال راهکار مشکلات علمی و فرهنگی بودن بیراه است . شاید لازم باشد بدنیال حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی شخصی مان باشیم . اتفاقا در اینجا روی صحبتم به شماست چرا بجای عنوان " عزیزی در یادداشت خود " نمی فرمائید مثلا : آقای  طهماسب پور در وبلاگ خود ؟ میدانید چند صد سال است همواره درلفافه حرف زدیم و در لفافه نوشتیم و بدان افتخار کردیم و هیچ خشتی روی خشت نگذاشتیم ؟
چهارم - چه بسیارند دوستان صاحب نامی که اتفاقا از عهده حل موضوع برمی آیند اما باور بفرمائید اکثرا تحمل ساعتی در کنار یکدیگر نشستن را ندارند . شما که بهتر میدانید در نشستهای خصوصی حتی انجمن های تخصصی عکاسی چه باند بازیها و طنازیهایی است . . . . .
احتمالا ادامه دارد . . . . . .

صفحه 3 از 8
صفحه قبلی |<< << < ... 2  [3]  4  ... > >> >>| صفحه بعدی