۲۴ بهمن ۱۳۸۷
فجر و الباقی!

دو نامه از دو دوست است که اولی در مورد بخش عکس فجر و دومی  خیلی قبل ترها در مورد دوسالانه عکاسی است. هر دو از یک تم به موضوع نگاه کرده اند و هر دو نقد نمایشگاه! راستش را بخواهید یاد نقدهای آقای طهماسب پور می افتم که به نظر من بهتر است که به هندوانه و برف فکر کنند و ناصرالدین شاه! اصولا آقای عباسی صحیح می گویند که داریم به سمت تخریب میرویم نه نقد. اگر قرار است در جامعه عکاسی حرفمان را با تخریب دیگران پی بگیریم و دنبال اختاپوس و دو قدم مانده به سبح و توالت فرنگی بگردیم که سنگی روی سنگ نمی ماند و نقدمان تخریب و کم کم به ...... کشیده می شود و آنوقت نیک نژاد هم عطایش را به لقایش می بخشد و در بحث و گفتگو را می بندد. الغرض یکی از منتقدین دوسالانه خودم هستم که منتظرم شورای سیاستگذاری یازدهم تشکیل جلسه دهد و نظر خود را اعلام کند آنوقت آنچه که باید درباره دوسالانه بگویم خواهم گفت. دوما دوست گرامی من از میان یک زمان پیش رفته وارد جشنواره فجر شدم که آیین نامه تدوین و فراخوان چاپ شده بود و من مجری هر چند که موردی را که شما فرمودید ممکن است اتفاق نیفتد و هر چند که ممکن است سال آتی روش به شکل دیگری باشد، اما بگذاریم که زمان به پیش رود و مسیرها بازتر شود.

 

 

<<آقای زنده روح ، بعد از فراخوان جشنواره فجر و داوری و شرکت 500 عکاس ، تخصیص دادن فضای اصلی نمایشگاه فجر به هنرمندان مدعو با عکسهای بعضا بیربطشان و بعد از آن اعزام 5 هنرمند مدعو در کنار 1 هنرمند منتخب خیلی خنده دار است! برای شماها که پرچم دار فرهنگ و هنر این مملکت هستید و اینطور مجری یا ناظر و تایید کننده تبعیض در عرصه هنر هستید جای تفکر بیشتری لازم است ، آقای زنده روح عزیز دنیا همیشه بر یک چرخ نمی گردد چه برسد جامعه کوچک عکاسی ...>>

 

<<راستش را بخواهید سال هاست از آن روزی که اولین کتاب عکاسی را خوانده ام گذشته. فکر میکنم کتابی بود به نام فصلی در نور و رنگ. هنوز هم دارمش . بعضی وقت ها که این اعداد مربوط به طیف نور رنگی را یادم میرود میرم سری به آن کتاب میزنم. حواس پرتی است دیگر. خلاصه سا ل ها از آن زمان گذشت و من هم در طی این سالها بیشتر و بیشتر می خواندم. با یک دوربین زنیط قدیمی که گوشه خانه بود و پول فیلمش از پس اندازهای هفتگی به زحمت درمی آمد یک کارهایی هم میکردم . منتها بیشتر از آنکه به کار ببندم , میخواندم تا اینکه گذشت و گذشت و گذشت و رسیدیم به این اینترنت و ... عجب چیزی هم بود هر عکسی که میخواستی با چندتا کلیک روبرویت باز میشد هر کتابی میخواستی از هر نویسنده بزرگ و کوچکی فوری برایت مهیا می شد دیگر لازم نبود بروی کتابی بخری که کاربرد فیلتر رنگی را با ورق سیاه و سفید نشانت دهد خلاصه همینطور کیف میکردیم و تازه فهمیدیم کنتراست یعنی چه داینامیک رنج یعنی چه پای صحبت چندتا از این آتلیه دارای قدیم نشستم که میگفتند این دوربین های دیجیتال قرتی بازی اند و ... منتها وقتی میامدم و از دریچه رایانه قدیمیم اینترنت را میدیدم , میدیدم که بابا این طور ها هم نیست بزرگان عکاسی جهان رو به این سمت آورده اند آنهایی که اگر نامشان را زیر یک پوستر بزنی کلی کلاس جهانی پیدا میکنی آمده اند سمت همان دوربین های قرتی بازی ( منظورم دیجیتالی است ) شرکت های معتبر هم که کم کم تولید دوربین های آنالوگ را متوقف کردند پیش خودمان گفتیم یا آنها نمیفهمند یا سواد آتلیه داران ما کم است یا خلاصه باز این مخ ما هنگ کرده از بس پشت رایانه نشسته خلاصه با همان دوربین دیجیتالی که تهیه کرده بودیم نشستیم به دوباره خوانی همه مقاله ها از اساس نورسنجی و قواعد فوکوس صحیح و ... که با دورربین دیجیتال لذتی دیگر داشت. هر عکسی که میگرفتی در همان لحظه آماده نمایش بود دوربین های بهتر با گستره داینامیک رنج بالاتر برای ثبت بالاترین جزئیات , پشت سر هم روانه بازار میشد سیستم های مختلف فوکوس برای سرعت بخشیدن به کار عکاسی فایل های RAW که حتی نگاتیو های فیلمی را هم پشت سر گذاشته بودند خلاصه در کنار اینها و آن مقالات مناسب از بزرگان عکاسی جهان , عکس های برگزیده جهانی که هر کدام یک دنیا حرف و تفکر پشتشان بود , موجب میشد لذتی که آدم از عکاسی میبرد صد چندان بشود خودمانیم از آن زمان که ناصرالین شاه عاشق عکاسی شده بود , چه قدر عکاسی عوض شده . چقدر سبک های مختلف عکاسی ایجاد شد . برای هر سبک هنری که قبلا وجود داشت , راهی هم برای عکاسی باز شده بود و چند سبک هم مخصوص عکاسی هنرهای انتزاعی. آبستره , عکاسی ماکرو , لند اسکیپ , طبیعت , جنگ , اجتماعی , ژورنالیستی , مد , تاریخی حالا تلفیق اینها با ویرایش های زیبا ( که هزار هزار مرتبه زیبا تر و بهتر و خلاقانه تر از آن روتوش های ویرانگر نگاتیوی بود ) چه جلوه هایی که خلق نمیرد در دنیا خلاصه ما هم که مست اینها بودیم شروع کردیم به عکس گرفتن و ویرایش کردن دنیا داشت به این سمت میرفت دیگه ما هم یکی توی این دنیا تا اینکه یک روز یک دوستی گفت فلانی عکس های دو سالانه را دیدی گفتم نه آدس را گرفتم و با شوق گفتم برم ببینم این عکس های ما در کجای هنر دنیا قرا گرفته ببینم عکس های دوسالانه ما زیبا تر و هنری تر و مفهومی تر است یا امثلا عکس های برگزیده سال 2008 از فلان موسسه اروپایی و آمریکایی عکس اول را دیدم یک عده ای داشتند راه میرفتند , کمی هم بیش ار حد عکس روشن شده بود گفتم حتما هنر خلاقه است دیگر. حالا درسته که مقاله فلان متخصص هنر اروپایی و آمریکایی را خوادیم اما مقاله همه را که نخواندیم . شاید در گوشه ای هم به این هنر خلاقه اشاره شده و ما ندانستیم عکس دوم را دیدم یک فرش را جمع کرده بودند وسط خانه گفتیم شاید سوررئال است . حالا درست است که رئال را زیاد کار کردیم منتها شاید سوررئالش را زیاد وارد نبودیم عکس سوم را دیدم توالت دستشویی بود آن هم کثیف این یکی را هر چه فکر کردم نفهمیدم مال کدام دسته است عکس چهارم را دیم دیدم یک عکس قدیمی است . منتها از یک عکس قدیمی , عکس برداشته اند گفتم شاید بنده خدا نمیدانسته اسکن کردن یعنی چه رفته از عکس های 50 سال پیشش با موبایل عکس گرفته فرستاده جشنواره گاهی پیش میآید دیگر . نباید سخت گرفت عکس پنج را دیدم چندتا خط بود مثل اینکه چندتا شاخه درخت بود خارج از فوکوس گفتم خب شاید انتزاعی است . حالا درست که با آن عکس های انتزاعی مقاله های فلان پرفسور آمریکایی جور در نمیامد اما حتما یک جورهایی ربط دارد دیگر. شاید سبکی مدرن است که هنوز توفیق مطالعه اسلوبش نصیبمان نشده عکس ششم یک لاستیک بود با یک شاخه. از بس کنتراستش زیاد بود نفهمیدم شاخه بود یا میله یه ذره عکس را تاریک تر کردم دیدم قسمت انتخابی که در فتوشاپ آنرا بریده اند رد پایش معلوم است گفتم شاید این برش فتوشاپی به معنای خیزش رنسانسی است . من هم تاریخم خوب نیست . حتما استادان داور بهتر میفهمند عکس هفتم عکس هشتم ... ... عکس صدم آهان این یکی را میشناسم یک Pattern فوق العاده از درختان در زمستان بود خدا را شکر این یکی را توانستم باهاش ارتباط برقرار کنم ... ... عکس دویستم عکس های تکی تمام شد یعنی خدایا من اینقدر خنگم یعنی اون همه مقاله و کتاب و عکسی که دیدم و خواندم و هر کدام به عمیق ترین مطالب تخصصی هنر میپرداختن و آن همه گفتگو در باره فضاسازی و غیره نباید کمکی به فهم من بکند راستی عکس های پرتره کجا رفتند عکس های ماکرو را چرا ندیدم عکس های منظره کجا بودند عکس های حیات وحش چه شد کوچ عشایر چه شد عکس های اجتماعی قدرتمند کجا هستند نارسایی های اجتماعی چرا در هیچ کدام از این عکس ها نمایش داده نشده بود عکس های سیل و زلزله و گریه کودکان و حسرت مادران در کجا به تصویر کشیده شده بود پس این دوسالانه مگر نباید برآیندی از دوسال عکاسی عکاسان ایران باشد؟ پس این داوران که هر کدام یدک کش عنواینی چون دکتر و فوق دکتر و فوق لیسانس هستند و جالب اینکه در همان دانشگاه های آمریکایی و اروپایی تحصیل کردند از استادنشان در عرصه هنر چه چیر یاد گرفتند که انتخابشان با تعلیمات آنها تا به این اندازه تفاوت نشان میدهد چرا هر چه انتخاب کرده اند از عکس هایی بوده که با فتوشاپ , کنتراستش تا خرخره بالا کشیده شده است؟ اگر این طور است که صد رحمت به عکس های زمان ناصرالدین شاه فکر میکنم نظر عکاسان ناصرالدین شاه با داوران این جشنواره در مورد کنتراست یکی بوده وگرنه همه جای دنیا ایجاد چنین ویرایشی روی عکس را خطای کشنده عکاسی قلم داد میکنند شاید هم من اشتباه فهمیدم شاید آن مدرکی که از دانشگاه کوندیش انگلستان گرفتم فقط یک شوخی بوده شاید آن مدرک Master ای که از BrainBench آمریکا گرفتم فقط یک بازیچه است شاید آن مقاله های عالی از هنرهای آبستره و عکاسی چرت و پرت بوده شاید آره . فقط شاید شایدم نه شاید اینها چرت نبوده شاید بعضی چیزهای دیگه چرتند که موجب این انتخاب ها شده آره . شایدم اینطوری باشه>>

     

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.